تاريخ : جمعه 20 اسفند1389 | | نویسنده : محمدباقر سلیمی


تاريخ : دوشنبه 12 خرداد1393 | | نویسنده : محمدباقر سلیمی

پایه دوم درس دوازدهم درآرزوی توباشم          باتوجه به ابیات زیر به سؤالات پاسخ دهید .

درآن نفس که بمیرم درآرزوی توباشم / بدان امیددهم جان که خاک کوی توباشم

به مجمعی که درآیندشاهدان دوعالم  / نظربه سوی تودارم ،غلام روی توباشم

حدیث روضه نگویم ،گل بهشت نبویم / جمال حورنجویم ، دوان به سوی توباشم

به خوابگاه عدم گرهزارسال بخسبم / به خواب عافیت آنگه به بوی موی توباشم

می بهشت ننوشم زجام ساقی رضوان / مرابه باده چه حاجت ، که مست بوی توباشم

هزاربادیه سهل است با وجودتورفتن / اگرخلاف کنم سعدیا به سوی توباشم

به وقت صبح قیامت که سرزخاک برارم / به گفت وگوی تو خیزم به جست وجوی توباشم 

1- دربیت دوم «شاهدان »چه کسانی هستند ؟     2- کدام یک ازبیت های بالا ،بابیت زیر هم مفهوم است ؟

«مارانه غم دوزخ ونه حرص بهشت است / بردار زرخ پرده که مشتاق لقاییم »          3- منظوراز«خوابگاه عدم »دربیت سوم چیست؟

4- دربیت پنجم شاعربه چه دلیل می گوید «من نیازی به باده ندارم» ؟             5- چرا پشت سر گذاشتن مشکلات برای شاعر آسان است؟

6- دربیت اول شاعر به چه امیدی حاضر است که جان خود را فدا کند ؟7- منظورازکلمات مشخص شده در ابیات زیر چیست؟        به وقت صبح قیامت که سرزخاک برارم  / به گفت وگوی توخیزم ،به جست وجوی توباشم   * هزاربادیه سهل است باوجود تورفتن / اگرخلاف کنم سعدیا به سوی تو باشم  

 پایه دوم درس یازدهم مائده های زمینی                   باتوجه به متن زیر به سؤالات پاسخ دهید .

«ناتانائیل ،آرزومکن که خدارادرجایی جزهمه جا بیابی .هرمخلوقی نشانی ازخداست وهیچ مخلوقی اوراهویدانمی سازد.ناتانائیل ،ای کاش عظمت درنگاه توباشد نه به آن چه می نگری .ناتانائیل ، من شوق رابه توخواهم آموخت .اعمال ما به ما وابسته است هم چنان که دزخشندگی به فسفر .واگر روح ما ارزش چیزی راداشته ،دلیل برآن است که سخت ترازدیگران سوخته است .برای من «خواندن این که شن ساحل ها نرم است »  کافی نیست ،می خواهم پای برهنه ام این نرمی را حس کند .معرفتی که قبل ازآن احساسی نباشد ، برای من بیهود ه است .

1- کدام جمله مفهوم «چشم ها رابایدشست ،جوردیگرباید دید » رادربردارد ؟ 2- آیه ی « لاتدرکه الابصاروهویدرک الابصار» باکدام قسمت متن بالا ارتباط دارد

3- منظور از جمله ای که زیر آن خط کشیده شده است ، چیست؟   4- ازنظر نویسنده ، چه نوع معرفتی باارزش است ؟

5- کدام یک از جملات بالا به « تجربه وآزمایش شخصی » تأکید دارد؟           پایه دوم _ درس دوازدهم وسیزدهم باغ عشق وپیدای پنهان

1- در مصراع دوم بیت « دل می رود زدستم صاحبدلان خدا را / دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا » منظور شاعر ازراز پنهان ، چیست ؟

2- دربیت «آسایش دو گیتی تفسیر این دوحرف است / بادوستان مروت ، بادشمنان مدارا » شاعرآسایش دوجهان را درچه می داند ؟

3- دربیت « چه باید نازش ونالش ،براقبالی وادباری /که تا برهم زنی دیده ، نه این بینی نه آن بینی »شاعربه چه دلیل می گوید نباید بربدبختی ها نالید ؟

4- دربیت « بدین زور وزر دنیا ، چوبی عقلان مشو غره / که این آن نوبهاری نیست کش بی مهرگان بینی »

الف) « شاعر فریفته شدن به دنیا » راصفت چه کسانی می داند ؟ب) مهرگان نماد چیست ؟پ) نوبهار بی مهرگان یعنی چه وکنایه ازچیست ؟

5- شاعر دربیت زیر چه چیزی را نشانه ی کوته بینی وسطحی نگری می داند ؟

« زیزدان دان نه ازارکان ،که کوته دیدگی باشد /که خطی کزخردخیزد توآن راازبنان بینی »6- منظور از« دوگانه ای بگزارم» درعبارت زیر چیست ؟

«ای خواجه ،این تاس رابگیر تادو گانه ای بگزارم »



تاريخ : دوشنبه 12 خرداد1393 | | نویسنده : محمدباقر سلیمی

نمونه سوالات ادبیات فارسی 2

1- پيرهني ريش ريش روي سينه اش دهن كجي مي كرد.

2- با توجه به بیت « چه زنم چو نای هردم زنوای شوق او دم / که لسان غیب خوشتر بنوازد این دعا را » واژه ی« دم »در دو معنای متفاوت به کار رفته است آن ها را بنویسید .

3- با توجه به مصراع « سرزمين ما زمرّد است » چرا شاعر سرزمين خود(فلسطين) را به زمّرد تشبيه كرده است؟

4- عبارت « شلخته درو کنید تا چیزی گیر خوشه چین ها بیاید » بیانگر چه خصلتی است ؟

5- هر یک از این توضیحات داده شده معنا و مفهوم کدام لغات و اصطلاحات است ؟

الف-« پاي‌كوبي و جشن ملي است كه در سوريه رواج دارد.»

ب- « هواپيماهايي كه بمب و موشك از آسمان فرو مي‌ريزند.

6- درعبارت « برنج این ولایت بهش نمی ساخت»نویسنده می خواهد به چه نکته ای اشاره کند؟

7- مفهوم کلی ( پیام نهایی ) بیت زیر چیست ؟

دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بین / به علی شناختم من به خدا قسم خدا را

8- از عبارت « پس از آن که جسم را کشتید ، ‌ابدیّت در کار است .» چه اعتقادی دریافت می شود ؟

10- كداميك از شخصيت هاي زير از مشهورترين نويسندگان ادب پايداري سياهان است؟

1)اثل مانين                2)پابلونرودا                   3)هريت بيچر استو           4)فرانتس فانون

11- شاعر مقاومت فلسطين چه نام دارد و چرا اين لقب را به او داده اند ؟

12- با مقایسه ی واژه ی « زه » در نمونه های زیر تفاوت معنایی را توضیح دهید .

الف) کمان به زه را به بازو فکند .                ب) فلک گفت احسنت و مه گفت زه

13-در بیت زیر شاعر از میان کعبه و دل کدام را ترجیح می دهد چرا ؟

برو طواف دلی کن که کعبه ی مخفی است             که آن خلیل بنا کرد و این خدا خود ساخت

14- تفاوت معنایی واژه ی خراب را در بیت زیر بررسی کنید .

دل خراب من دیگر خراب تر نمی شود              که خنجر غمت از این خراب تر نمی زند

15-      بین گزینه های گرو ه « الف » و گروه « ب » ارتباط معنایی برقرار کنید .

گروه الف :      1-  فیه مافیه         2- روزها           3- شفیعی کدکنی              4- دکتر علی شریعتی

گروه ب:       الف- بوی جوی مولیان          ب- خطّ خون               پ- کویر            ت- از آثار منثور مولوی

ث- محمد علی اسلامی ندوشن    ( یک مورد اضافی است)

16- حماسه ی مهابهاراتا حماسه ی مصنوع است یا طبیعی ؟ متعلّق به کدام کشور است ؟ 5

17- جمله ی ماشاءالله هفت قرآن به میان را چه زمانی به کار می برند ؟

18- مفهوم کنایی « تازنده بود دست بیخ گلویش گذاشتید » چیست

19-  با توجه به عبارت « برای حاصل دادن کشتزارها منتظر رسیدن تموز و پای کوبی دبکه در هنگام درو هستیم . »

 20- دبکه چیست و در کجا رواج دارد

21- كدام گزينه به تبعيد و آوارگي مردم فلسطين اشاره دارد.

الف) له كرده اند گل هاي نوشكفته در پشته هاي اطرافمان را       ب) اجسادمان را به هر طرف افكنده اند

پ) راه بيابان را به رويمان باز گذاشته اند                                      ت) تا اين كه مزرعه ها به خود پيجيدند   

22- در بيت : « اي سرو پاي بسته به آزادگي مناز/  آزاده من كه از همه عالم بريده‌ام » شاعر دليل آزادگي خود را چه مي داند .

23- با توجه به ابيات ، به پرسش ها پاسخ دهيد .

 1- شخصي به هزار غم گرفتارم     در هر نفسي به جان رسد كارم  2-  بي زلّت و بي گناه محبوسم   بي علّت و بي سبب گرفتارم

3- خورده قسم اختران به پاداشم   بسته كمر آسمان به پيكارم           4-  امروز به غم فزون ترم از دي    و امسال به نقد كمتر از پارم

5-   بندي است گران به دست و پايم در   شايد كه بس ابله و سبك بارم  6-   قصه چه کنم دراز بس باشد    چون نیست گشایشی در کارم

1-  در بيت دوم شاعر علّت گرفتار شدن خود را چه مي داند؟

2- در بيت سوم « بسته كمر آسمان به پيكارم » يعني چه؟

3- در بيت چهارم شاعر چه چيز خود را در حال كاهش مي داند؟

4- درکدام بیت شاعرگرفتاری خودر ا نتیجه ی نادانی وسبک  عقلی می داند؟

5- در کدام بیت شاعر خود را به سکوت دعوت می کند ؟ چرا؟

24- عبارات زير توصيف كدام نويسنده­ي معاصر است ؟

موقع نوشتن همه چيز برايش تحت الشّعاع قرار مي گرفت ؛ زماني كه نوشتن كتاب كوير را شروع كرد ، ميل شديدي به تنهايي داشت

 

25- با واژه هاي درهم ريخته­ي زير يك مصراع بنويسيد . ( يك واژه اضافي است )

خانه اي ،مسلّم ،  اورا ، نبود ، چون ، معيّن ،

26- كدام گزينه بيت زير را كامل مي كند ؟

« يك كرشمه كرد با خود آن چنانك                 ....................................................... »

1) نور خود در ديده­ي بينا نهاد                         2) فتنه اي در پير و در برنا نهاد

3) منّتي بر عاشق شيدا نهاد                               4) اين همه اسرار بر صحرا نهاد

27- مسعود سعد سلمان در سرودن چه نوع شعری شهرت یافته است؟

28- قبل از نيما چه كساني در عرصه شعر جريان نوآوري را پيگيري كردند؟(دو مورد)

29- دو ويژگي مهم شعر اخوان ثالث را بنويسيد.

30- شاعر در بيت « آتش چنان سوخت بال و پرت را            كه حتي نديديم خاكسترت را » دوست شهيد خود را به چه چيزي تشبيه كرده است؟

31- مجموعه اشعار محمدحسن رهي معيِّري با چه نامي چاپ شد؟

32- دربيت زير  چه آرایه هایی به کار رفته دو مورد را مشخص کنید

چون خاك در هواي تو از پافتاده ام / چون اشك در قفاي تو با سر دويده ام

33- دو ویژگی شعر نیمایی را از نظر قالب بیان کنید

34- بيت رابط ميان تغزل وتنه اصلي قصيده را ............................................... مي گويند

35- با توجه به بيت " قاصد روزان ابري ،داروگ ،كي مي رسد باران" "باران وداروگ "نماد چيست

36- مقصود از« كتاب خداوند »دراين بيت کیست؟(5/)

                "چگونه شمشيري زه آگين / پيشاني بلند تو-اين كتاب خداوند را از هم مي گشايد"

37- دربیت « چه باید نازش ونالش ،براقبالی وادباری /که تا برهم زنی دیده ، نه این بینی نه آن بینی »شاعربه چه دلیل می گوید نباید بربدبختی ها نالید ؟

38- دربیت « بدین زور وزر دنیا ، چوبی عقلان مشو غره / که این آن نوبهاری نیست کش بی مهرگان بینی »

الف) « شاعر فریفته شدن به دنیا » راصفت چه کسانی می داند ؟

ب) مهرگان نماد چیست ؟

پ) نوبهار بی مهرگان یعنی چه وکنایه ازچیست ؟

39- دربیت « شمعیم وخوانده ایم خط سرنوشت خویش / مارا برای سوز وگداز آفریده اند » مصراع دوم به چه معناست ؟و چراانسان ها به شمع مانند شده اند ؟

40- دربیت « پروانه نیستم که به یک شعله جان دهم /شمعم که جان گدازم ودودی نیاورم » چه وجه شباهتی بین شمع وعاشق واقعی وجود دارد ؟

41- - از میان رمان گونه های آمیخته با انتقاد تند و طنزآلود دوره ی مشروطه دو مورد را نام ببرید

42- معنی و مفهوم ضرب المثل « کاه از خودمان نیست ، کاهدان که از خودمان است » چیست ؟

43- عبارت های کنایی زیر را معنا کنید .

روی کسی را زمین انداختن                                                         کاسه و کوزه یکی شدن

چراغ های ذهنش روشن شده بود                                                 رجز خواندن

44- تکرار جمله ی صدای جیغ زنی که در جنگل پیچیده است در داستان گیله مرد نشانه ی چیست ؟

با توجّه به اين شعر به پرسش ها پاسخ دهيد .

  45- « اي خونين چشم و خونين دست  /     به راستي كه شب رفتني است /  نه اتاق توقيف ماندني است /  و نه حلقه هاي زنجير /  نرون مرد ولي رم نمرده است »

 1- منظور از« خونين چشم و خونين دست »كيست؟                           2- مفهوم « نرون مرد ولي رم نمرده است» چيست؟



تاريخ : جمعه 19 مهر1392 | | نویسنده : محمدباقر سلیمی

به اوج دل نشاندمت به رهگذار زندگی                      زمانه گر خزان شود تویی بهار زندگی

 

تبسم نگاه تو نشان عشقی آشنا                               دلت ز پاکی و صفا چو چشمه سار زندگی

 

چو مبتلا شوم به غم خوشم به یک نگاه تو                دو چشم تو چراغ من به شام تار زندگی

 

به پاکی دلت قسم که دل ز تو نمی کنم                      که تکیه گاه من تویی در این حصار زندگی

*************************************************************

عشق 

 

روزگاريست همه عرض بدن مي خواهند          همه از دوست فقط چشم و دهن مي خواهند

 

ديو هستند ولي مثل پري مي پوشند                      گرگ هايي كه لباس پدري مي پوشند

 

 آنچه ديدند به مقياس نظر مي سنجند                    عشق ها را همه با دور كمر مي سنجند

 

 خوب طبيعي است كه يكروزه به پايان برسد             عشق هايي كه سر پيچ خيابان برسد



تاريخ : جمعه 19 مهر1392 | | نویسنده : محمدباقر سلیمی

خواب نامه/ مهدي استاداحمد

دست از طلب ندارم تا اين قَدَر بخوابم                          بگشاي در به رويم تا پشت در بخوابم

در طول روز خوابم، مانند جوجه چرتي                         آيا شود که يک شب مثل بشر بخوابم؟

گويند روي معشوق تا يک نظر حلال است                     آن يک نظر حرامم تا يک نظر بخوابم

هرکس به قصد کاري با کَس رَوَد به ويلا                         اما مرا به ويلات يک شب ببر بخوابم

همواره وقت ديدار گل مي‌خري برايم                             يک بار هم، عزيزم، بالش بخر بخوابم

وقتي خمارِ خوابم کِي بي قرارِ عشقم                             حتي شب عروسي من تا سحر بخوابم

گفتي: به روزگاري مهري نشسته، گفتم:                        بيرون نمي‌توان کرد، اما اگر بخوابم

فرقي ندارد اصلاً پهلو و طاقبازش                                  من حاضرم، عزيزم، حتي دمر بخوابم

وقتي که مستِ خوابم با جمله هاي بي ربط                    در چرت و پرتِ الفاظ مانند بيت فعلي(!)

 آن قدر در ترافيک خوابيده ام، که ديگر                       در راه مي‌توانم مثل فنر بخوابم

از چارراه سيروس تا مولوي... که سهل است                    از بندر گناوه تا رامسر بخوابم

من در تلاشِ خوابم، هِي بوق مي‌زني تو                          بگذار يک دقيقه، اي بي پدر بخوابم

حتي اگر که ماشين با من کند تصادف                            بعد از دو ثانيه مکث روي سپر بخوابم

در سينما هميشه وقتي که فيلم طنز است                     ششصد نفر بخندند من يک نفر بخوابم

هر وقت بار ديدم بر دوش باربرها                                   گفتم که کاش چون بار بر باربر بخوابم

ايران و آنگولا را شايد کمي‌ببينم                                    اما زمان پخشِ ايران قطر بخوابم

در طول روز وقتي چون اسب گرم کارم                           حق مسلم ماست شب مثل خر بخوابم

مگشاي تربتم را بعد از وفات و منگر                              تا اندرون قبرم من بيشتر بخوابم

همواره قبل خفتن دنبال قرص خوابم                               حتي اگر کنار قرص قمر بخوابم

هر دکتري که رفتم جز وحشتم نيفزود                            هفتاد و شش پرستار رفتند وَر به خوابم

وقتي که نيمة شب يک شعر مي‌نويسم                          صد بار مي‌روم تا روي اثر بخوابم

تا صبح مي‌توانم در وصف خواب گويم                            نزديک پنج صبح است، بايد دگر بخوابم



تاريخ : پنجشنبه 18 مهر1392 | | نویسنده : محمدباقر سلیمی

ای مرغ سحر عشق ز پروانه بیاموز      / کان سوخته را جان شد و آواز نیامد»

(درس اوّل ادبیات فارسی سوم دبیرستان (ریاضی و تجربی)

قرابت معنایی دارد با :

* مَن عَرَفَ الله كَلَّ لِسانُه: «كسي كه خدا را شناخت، زبانش كُند شد و توان سخن گفتن نيافت.»

* نالیدن بلبل ز نوآموزی عشق است / هرگز نشنیدیم ز پروانه صدایی                 (حزین لاهیجی)

* از نارسيدگي است كه صوفي كند خروش / سيلاب چون به بحر رسد مي شود خاموش (مخلصی نراقی قمی)

* لاف تقرّب مزن به حضرت جانان / زان که خموشند بندگان مقرّب                 (فروغی بسطامی)

* از تن دوست در سرای مجاز / جان برون آید و نیاید راز                                     (سنایی)

* کسی را در این بزم ساغر دهند / که داروی بیهوشیش در دهند                       (بوستان سعدی)

* و گر سالکی محرم راز گشت / ببندد بر وی در بازگشت                              (بوستان سعدی)   

* کسی ره سوی گنج قارون نبرد / و گر برد، ره باز بیرون نبرد                       (بوستان سعدی)

* هركه را اسرار حق آموختند /  مُهر كردند و دهانش دوختند                                   (مولوي)

* محرم این هوش جز بی هوش نیست / مر زبان را مشتری جز گوش نیست               (مولوی)

* «آن که شد هم بی خبر هم بی اثر / از میان جمله او دارد خبر

   تا نگردی بی خبر از جسم و جان / کی خبر یابی ز جانان یک زمان»              (منطق الطّیر عطار)

* گوشم به راه، تا که خبر می دهد ز دوست / صاحب خبر بیامد و من بی خبر شدم           (سعدی)

* با هر که خبر گفتم از اوصاف جمیلش / مشتاق چنان شد که چون من بی خبر افتاد          (سعدی)

* عاشقان کشتگان معشوقند / بر نیایید ز کشتگان آواز                                              (سعدی)

* غفلتِ حافظ در این سراچه عجب نیست / هر که به میخانه رفت، بی خبر آید                 (حافظ)

* در خرابات ز اسرار حقیقت صائب / تا خبر یافتم از بی خبرانم کردند                       (صائب)

* دم نتوان زد به مجلسي كه در آن جا /  مُهر خاموشي زدند بر لب قايل

* مُهر خموشم به دهن چون صدف زدند / تا يافتم ز گوهر اسرار آگهي

( برگرفته از وبلاگ گروه ادبیات نکا)



تاريخ : چهارشنبه 17 مهر1392 | | نویسنده : محمدباقر سلیمی

مشهورترین قسمت‌نامه‌ها از وحشی بافقی است كه به مرور زمان، بیش تر مصراع‌های آن در حكم مَثَل درآمده و به بسیاری از كتاب های امثال راه یافته است. دهخدا در امثال و حكم (۱/٦٦) و عبدالحمید حیرت سجادی در گزیده‌ای از تأثیر قرآن به نظم فارسی (۵۴) این بیت ها را تلمیحی می‌دانند به این آیۀ قرآن: «تِلكَ اذا قسمه ضیزی» (نجم:۲۳): «اگر چنین بود، چه تقسیم نادرستی بود.»

میراث بابا 

زیباتــر، آنچــه مانــد  ز بابا، از آنِ تــو! /  بَد ای برادر از من و اعــلا از آنِ تو!

 

این طاسِ خالی از من و آن كوزه‌ای  كه بود /  پارینه پُر ز شَهدِ مُصــفّا، از آنِ تــو!

 

یا بوی ریسمـان گُسَــلِ میــخ  كَــن زِ من  / مهمیـــزِ كلّـــه‌تیز مطلا از آن تـو 

 

این  دیـگِ لب‌شكستــه صابون‌‌پزی ز مـن /  آن چمچه هریسه و حلوا از آن تو!

 

این قوچِ شاخ‌كج  كه زند  شاخ از آن من  / غوغای جنگ قوچ و تماشا از آن تو !

 

این  استــر  چمــوشِ لگــدزن، از آن من / آن  گــربه مصاحــــب  بابــا از آن تو !

 

از صحــنِ خانه تا به لبِ بــام از آن من  /  از  بامِ خانــه تا به ثریــا از آن تــو!



تاريخ : شنبه 4 خرداد1392 | | نویسنده : محمدباقر سلیمی

پایه دوم  - درس اول (الهی )

1- درعبارت « پیغام او مفتاح فتوح است وذکر او مرهم دل مجروح است ومهراو بلانشینان راکشتی نوح است »

به کدام یک از مفاهیم زیر اشاره ندارد ؟

الف – بخشایندگی        ب- آرامش بخشی           پ- نجات بخشی              ت- مشکل گشایی

به جز ادامه‌ي مطلب در آرشيو ماهانه به پست‌هاي دي ماه 90 ،دي ماه 89 و مهر ماه 89 برويد و از نمونه سوال‌ها استفاده كنيد



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 28 اردیبهشت1392 | | نویسنده : محمدباقر سلیمی

بیان معنی شعر و نثر  ( 6 نمره )

معنی بیت ها و عبارت های زیر را به نثر ساده و روان بنویسید .

1- نامش برم به اوج سما می رسد سرم.

 2- دو استر به دست آور که تو این جایگاه گستاخی



ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 22 اسفند1391 | | نویسنده : محمدباقر سلیمی
تاريخ : چهارشنبه 16 اسفند1391 | | نویسنده : محمدباقر سلیمی




برگرفته از وبلاگ گروه ادبيات فارسي اصفهان


تاريخ : پنجشنبه 19 بهمن1391 | | نویسنده : محمدباقر سلیمی
در اين شماره مي‌خوانيد:

1) چگونه به سوالات قرابت معنايي پاسخ گوييم؛ 

2) اطلاعاتي جديد درباره‌ي شاخص و حروف اضافه‌ي مركب؛

3) پرنيان خيال؛

4) كاري‌كلماتور .

5) شعر شاعر عزيز فردوسي آقاي عليرضا عزيزي به يادبود شهيدمصطفي احمدي روشن

با سپاس فراوان از سركار خانم صيفي سرگروه محترم ادبيات 



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه 8 بهمن1391 | | نویسنده : محمدباقر سلیمی

1. اهرام ثلاثه مصر: مشهورترين فراعنه مصر سه پادشاه از سلسه چهارم اند كه در حدود سه هزار سال قبل از ميلاد مي‌زيسته اند و ابنيه عظيمي به عنوان خوابگاه ابدي خود ساخته اند كه به نام اهرام ثلاثه مصر معروف است. در يكي از سالنها جسد موميائي كئوپس فرعون مصر گذاشته شده است.2800سال قبل از ميلاد

2. حدايق معلّقه يا باغهاي آويزان: در بابل قديم يكي از عجائب هفتگانه جهان قديم است كه به قصر شاهي متصّل بود و منسوب به نبوكد نصر «بُخت نصر» دوّم است و گويند او باغها را براي زن خود سميراميس بر تپّه هاي مصنوعي كه باستون بنا شده بود و 75قدم از سطح زمين ارتفاع داشت با هزينه بسيار بنا كرد و درختان بلند كمياب كاشته بودند. 

3. مجسّمه زئوس «ژوپیتر»: طبق افسانه هاي روم قديم وي خداي خدايان در شهر المپيا حاكم نشين يونان نصب شده بود و در خلال جنگهاي گوناگون از بين رفته است. 

4. معبد آرتميس: يكي از معابد بزرگ جهان بوده داراي 127ستون مي‌باشد و پنج سال پيش از تولّد حضرت مسيح ساخته شده است جنس آن از مرمر خالص گرانبها است. 

5. آرامگاه موسولوس: يكي ديگر از شاهكارهاي هنري است كه به دستور زن باوفايش در تاريخ325 پيش از ميلاد ساخته شده ولي بر اثر مرور زمان و زلرله هاي شديد قسمتهائي از آن شكــاف برداشته و خــراب شده است، در قرن نوزدهم قسمتهاي قيمتي آن به موزه لندن برده شده است. 

6. مجسّمه آپولون : خداي روشنائي يونان باستان «وي پسرزئوس ولتو و برادر آرتميس بود» كه در سال 280قبل از ميلاد ساخته شده و نصب آن از شاهكارهاي صنعت است.

7. فار «فانوس» اسكندريّه: در نزديكي بندراسكندريّه برج بزرگي ساخته بودند كه در بالاي آن شب وروز آتشي روشن بود و به نام چراغ دريائي ناميده مي‌شد چراغ دريائي اسكندريّه جالبترين و سودمندترين عجايب هفتگانه است



تاريخ : یکشنبه 8 بهمن1391 | | نویسنده : محمدباقر سلیمی

گروه اسمی ازیک اسم به عنوان هسته و یک یا چند وابسته ، تشکیل می شود اما وجود وابسته اجباری نیست . 

هسته ی گروه اسمی اسم است یا هر چه در حکم باشد . 

وابسته های اسم دو گونه اند : پیشین – پسین . 

ویژگی های اسم در زبان فارسی : شمار – شناس ( معرفه ) – ناشناس ( نکره ) – اسم جنس . 

شمار : اسم یا مفرد است یا جمع یا اسم جمع . 

مفرد در فارسی نشانه ی ویژه ای ندارد . 

نشانه های جمع در زبان فارسی : ها _ ان – یان – ات – ون – جات . 

جمع مکسر ویژه ی کلمات عربی است که برخی از آن ها درفارسی به کار می رود . 

اسم جمع مانند مفرد نشانه ای ندارد اما بر یک مجموعه دلالت می کند : ملّت ، امّت ، دسته ، طایفه . 

شناس ( معرفه ) اسمی است که برای شنونده یا گوینده شناخته باشد . 

برخی نشانه های اسم « شناس » عبارتند از : « را » پس از اسم مصدر – اسم جنسی که مضاف الیه آن شناس باشد .- « این » و « آن » و « کدام » پیش از اسم جنس . 

ناشناس : اسمی که برای شنونده یا گوینده به صورت ناشناس به کار می رود و پیش از « ی » یا پیش از « ی » و « را » می آید. 

اسم جنس اسمی است که بدون هیچ نشانه ای به کار رود و منظور آن تمام افراد طبقه ی خودش باشد . 

اسم عام ، همه ی وابسته های پسین و پیشین اسم را می پذیرد . 

اسم خاص بر خلاف اسم عام دو وابسته پسین ( نشانه های جمع ، ی نکره ) را نمی پذیرد . 

اسم از نظر ویژگی ساخت به چهار نوع اسم ساده ، مرکب ، مشتق و مشتق مرکب تقسیم می شود . 

اسم ساده فقط یک تکواژ دارد . اسم مرکب از دو یا چند تکواژ مستقل ساخته می شود . 

اسم مشتق ، اسمی است که یک جزء آن معنای مستقل ندارد ؛ یعنی « وند » است . 

اسم مشتق ، اسمی است که ویژگی های مشتق و مرکب را با هم داشته باشد. 

« نام آوا » : صداهای طبیعی و بی معنای پیرامون ما ( صدای موجودات زنده و غیر زنده ) را نام آوا گویند.

 بیاموزیم : 

در زبان فارسی « گذاشتن » به معنای قرار دادن و مجازاً به معنی قرار داد کردن ، وضع کردن و تاسیس کردن است ؛ مثال : بنیان گذار یعنی مؤسّس ، قیمت گذاز یعنی کسی که تعیین کننده ی قیمت است . 

اما « گزاردن » به معنای به جا آوردن ، ادا کردن و اجرا کردن است و چنان که نماز گزار یعنی ادا کننده ی نماز و خدمتگزار یعنی انجام دهنده ی خدمت . 

پس به هنگام کاربرد آن ها باید دقت کنیم که به معنای آن ها توجه داشته باشیم . نرخ گذاری ، شماره گذاری ، کد گذاری. 

خدمت گزاری ، سپاس گزاری ، خواب گزاری ، حج گزاری ، خبر گزاری .



تاريخ : جمعه 6 بهمن1391 | | نویسنده : محمدباقر سلیمی

آذربایجان: آتورپاتکان نگهدار آتش است(فارسی دری)

آرژانتین: سرزمین نقره(اسپانیایی)

آفریقای جنوبی: سرزمین بدون سرما (آفتاب) جنوبی(لاتین،یونانی)

آفریقای مرکزی: سرزمین بدون سرما(آفتاب)مرکزی(لاتین،یونانی)

آلبانی: سرزمین کوهنشینان

آلمان: سرزمین همه مردان یا قوم ژرمن(فرانسوی - ژرمنی)




ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 6 بهمن1391 | | نویسنده : محمدباقر سلیمی

 اتللو و دزدمونا(عشاق درام ويليام شكسپير)

امير ارسلان وفرخ لقا( عشاق قديمي افسانه هاي فولكوريك ايران)

بهرام و گل اندام(عشاق قديمي افسانه هاي فولكوريك ايران)

بيژن و منيژه( عشاق شاهنامه فردوسي)

پل ويرژيني( عشاق رمان تاريخي برناردن دوسن پير)

خسرو شيرين( در داستاني از نظامي گنجوي)

رومئو و ژوليت( عشاق درام شكسپير)

رابعه و بكتاش( از افسانه هاي اعراب است كه به زبان فارسي نيز در آمده است)

زال و رودابه(از شاهنامه فردوسي)

زهره و منوچهر(از ديوان ايرج ميرزا)

سلامان و ابسال(از جامي)

سليمان و ملكه صبا( ازداستان هاي تورات)

سامسون و دليله( از داستانهاي تورات)

شيرين و خسرو(از امير خسرو دهلوي)

فرهاد و شيرين(از وحشي بافقي)

كلئوپاترا و ژوليوس سزار و آنتوان( داستان عشق كلئوپاترا ملكه مصر به دو سردار و قيصر روم)

ليلي و مجنون( اصلش عربي بوده ولي در اشعار شعراي فارسي من جمله نظامي و جامي و مكتبي شيرازي نيز آمده است)

مادام پمپادور و لويي شانزدهم پادشاه فرانسه

كاري آنتوانت(زوجه لويي شانزدهم) و كاردينال روهان

ناپلئون و ژوزفين

نورجهان (ايراني) و جهانگير(هندي)

وامق و عذرا(در داستاني از عنصري)

ويس و رامين(از فخرالدين اسد گرگاني)

هماي و همايون(از خواجوي كرماني)

يوسف و زليخا( از جامي و آذر بيگدلي)



تاريخ : پنجشنبه 5 بهمن1391 | | نویسنده : محمدباقر سلیمی
تاريخ : چهارشنبه 4 بهمن1391 | | نویسنده : محمدباقر سلیمی

 

شرح سؤالات درس 12 : نظام معنایی زبان

نمره

1

یک واژه مثال بزنید که در زبان امروز کاربرد ندارد اما در گذشته به کار می رفته است ؟ (خرداد 81 گلستان )

5/0

2

در دو بیت زیر :             ( خرداد 86 )

   « محفل ما دگر امروز به بستان مانَد          عیش خلوت به تماشای گلستان مانَد »

   « به خشم رفته ی ما را ، که می برد پیغام    بیا ، که ما سپر انداختیم ، اگر جنگ است . »

الف) واژه ای بیابید که تجول معنایی یافته است ؟              

 ب ) کدام واژه با حفظ معنای قدیم ، معنای جدید نیز گرفته است ؟

 

 

 

 

0.25

0.25

3

دربیت زیر واژه ای بیابید که هم معنای قدیم خود را حفظ کرده و هم معنای جدید گرفته باشد.         دریادلان راه سفر در پیش دارند          پا در رکاب راهوار خویش دارند .  ( خرداد 84 )

25/0

4

جاهای خالی را با کلمات مناسب به گونه ای پر کنید که معنای فعل تغییر یابد . ( خرداد 83 گلستان )

الف )............. گرفت .     ب ) ..................گرفت .         ج ) ...................گرفت .

75/0

5

واژه ی [ ماه ] را در دو جمله به کار ببرید که معنای آن ها با هم متفاوت باشد .(شهریور 82 گلستان )

5/0

6

واژه ی [ نهاجا ] چه معنایی دارد و چگونه ساخته شده است ؟ ( شهریور 82 گلستان + دی و شهریور82 تهران )

5/0

7

دو واژه مثال بیاورید که پس از انتقال به دوره ی دیگر ، کاملاً متروک شده باشد ؟ ( خرداد 83 گلستان )

5/0

8

در عبارت[ فصل دیگری از کتاب را آغاز کردم.] کدام واژه به تشخیص معنای واقعی [ فصل ] کمک می کند ؟ (  دی 84 )

25/0

9

با توجه به مصراع زیر ، واژه ی مشخص شده ، در گذر زمان چه وضعیتی  از لحاظ معنی یافته است؟ 

( دی 84 )         کمندی به فتراک زین برببست .

5/0

10

در بیت زیر کدام واژه کاملا متروک شده است ؟  ( خرداد 82 گلستان )

    چو سوفارش آمد به پهنای گوش   ز شاخ گوزنان برآمد خروش

25/0

11

واژه ی « سایه وش » با چه شیوه ای ساخته شده است ؟ ( خرداد 86 )

25/0

12

علامت اختصاری « سازمان مطالعه و تدوین کتب دانشگاهی » را بنویسید . ( خرداد 86 )

25/0

13

واژه ی [ سرد ] را در دو جمله به کار ببرید که معنای آن ها با هم متفاوت باشد .(شهریور 83 استان تهران )

1

14

چگونه می توان به معنی واژه های ( ماه و مهر ) در عبارت زیر پی برد ؟ ( خرداد 83 تهران )

           ماه مهر ، بهار دانش است .

5/0

15

واژه ی « سوفار » در بیت زیر در گذر زمان چه تحولی یافته است ؟ ( خرداد 83 تهران )

      چو سوفارش آمد به پهنای گوش         ز شاخ گوزنان برآمد خروش 

5/0

16

اگر از واژه ی [ نوش ] واژه ی [ نوشین] را بسازیم ، از کدام روش ساخت واژه های جدید استفاده کرده ایم ؟ ( خرداد 81 گلستان )

5/0

17

کدام واژه معنای پیشین را از دست داده و با پذیرفتن معنای جدید به دوران بعد منتقل شده است ؟

   ( شهریور 82 گلستان )    خوازه      شوخ      سپر

25/0

18

علامت اختصاری ترکیب [ کتابخانه ی ملی ایران ] را با استفاده از سرواژه های آن بنویسید . ( خرداد 84 )

5/0

19

با فعل « گشت » دو جمله به معنای مختلف بنویسید . ( خرداد 85 )

5/0

20

برای هر یک ار واژه های مشخص شده در عبارت زیر ، در گذر زمان ، کدام یک از وضعیت های چهارگانه پیش آمده است ؟ ( خرداد 85 )

      به دستور فرمود تا درآید ، در ساعت وارد شد . کیسه ای زر بدو داد و بر او دستار و جُبـّه پوشاند .

75/0



ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 3 بهمن1391 | | نویسنده : محمدباقر سلیمی

1- كلماتي مانند «همي‌رفتم» و «شنيدستم» به كدام حوزه‌ي زبان شناسي مربوط مي‌شود؟

ج: زبان شناسي تاريخي.

2) زبان شناسي جديد را به نام‌هاي  .  .  .  و  .   .  .  نيز مي‌شناسند.

ج: همگاني،ساخت‌گرا.

3- در مطالعه‌ي زبان، زبان‌شناسان براي رفع مشكل گستردگي بيش از حدّ زبان چه مي‌كنند؟

ج: مطالعه‌ي خود را فقط به يكي از شكل‌هاي زبان محدود مي‌كنند،شكلي كه بيش‌تر براي اين كار برمي‌گزينند، يكي از شكل‌هاي نوشتاري يا گفتاري گويش معيار است.

4- از مشكلات مطالعه‌ي زبان دو مورد را بنويسيد.

ج: تغيير و تحوّل دائمي زبان ، وجود گونه‌ها ،گويش‌ها ،لهجه‌ها و گستردگي بيش از حدّ آن .

5- كاربرد كدام واژه در عبارت زير نادرست است؟چرا؟

شخص مورد نظر با وجود خانواده‌اي متديّن از اخلاق‌هاي خوبي برخوردار بود.

ج:اخلاق‌ها . چون اين كلمه خود جمع است و نبايد دوباره جمع بسته شود.

6- شكل صحيح جمله‌ي زير را بنويسيد.

اولاد‌هاي بني آدم از نسل هابيل و قابيل هستند.

ج: اولاد بني آدم از نسل هابيل و قابيل هستند.

7- هدف از مطالعه‌ي زبان در گذشته چه چيز‌هايي بود؟

حفظ كتب آسماني و آثار ادبي از دگرگوني‌هاي ناشي از گذشت زمان و ايجاد ارتباط ميان اقوام و مللي كه به زبان‌هاي مختلف سخن مي‌گفتند.

8- وظيفه‌ي گويش شناسي چيست؟

مطالعه و بررسي گويش‌هاي مختلف جغرافيايي،اجتماعي ،تاريخي و ...



تاريخ : سه شنبه 3 بهمن1391 | | نویسنده : محمدباقر سلیمی

1- بیت « در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم / بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم » بر چه مطلبی تاکید دارد؟ جواب : نهایت سرسپردگی معشوق

2- در بیت «  به خوابگاه عدم گر هزار سال بخسبم / به خواب عافیت آن گه به بوی موی تو باشم » چه آرایه هایی دیده می شود ؟ جواب: ایهام ( بو ) ، تشبیه ( خواب عافیت ) ، مجاز ( خوابگاه عدم )

3- پیام کلی این بیت چیست ؟ « حافظ به خود نپوشید این خرقه ی می آلود / ای شیخ پاکدامن معذور دار ما را »

جواب : عدم اختیار انسان / عقیده جبرگرایی حافظ

4- در بیت « دل می رود زدستم صاحب دلان خدا را / دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا » مقصود از راز پنهان چیست ؟ جواب : عشق

5- در مصراع « اگر خلاف کنم سعدیا به سوی تو باشم » « به سوی تو باشم » یعنی چه ؟ جواب : خودخواه و خودبین باشم .

6- پیام نهایی این بیت چیست ؟ « چه باید نازش و نالش براقبالی و ادباری / که تا بر هم زنی دیده نه این بینی نه آن بینی ». جواب: این که به خوب و بد دنیا نباید نازید و نالید ، همه چیز در برابر عارف واقعی بی ارزش است .

7- « به خدمت رفتن  »کنایه از چیست ؟ جواب : اعلام آمادگی برای انجام وظیفه

8- در بیت روبه رو « جهانی  کاندو هر دل که یابی ، پادشاه یابی / جهانی کاندرو هر جان که بینی شادمان بینی » شاعر چه جهانی را وصف می کند ؟ جواب : جهان عشق 

9- در بیت « چه باید نازش و نالش براقبالی و ادباری / که تا بر هم زنی دیده نه این بینی نه آن بینی » مقصود از این و آن چیست ؟ جواب : اقبال و ادبار

10- در بیت « اگر در باغ عشق آیی همه فرّاش دل یابی / وگر در راه دین آیی همه نقّاش جان یابی » شاعر چه چیزی را عامل آن می داند که همه چیز در خدمت انسان باشد؟

جواب : به خدمت عشق و دین درآمدن 



تاريخ : چهارشنبه 6 دی1391 | | نویسنده : محمدباقر سلیمی
تاريخ : شنبه 25 آذر1391 | | نویسنده : محمدباقر سلیمی


تاريخ : شنبه 25 آذر1391 | | نویسنده : محمدباقر سلیمی

بهار آمد و گلزار نور باران شد                               چمن ز عشق رخ یار ، لاله افشان شد 

 با آمدن فصل بهار گل های رنگارنگ گلستان را نورانی کرده است و چمنزار در اثر عشق محبوب ازلی (خداوند) پر از لاله و گل شده است. 

 بهار،گلزار،چمن،لاله: مراعات نظیر  -  نور باران شدن : کنایه از با طراوت شدن ، زیبا شدن  -   واج آرایی صامت (ز)   -   مصراع دوم : تشخیص ، حسن تعلیل

 سرود عشق زمرغان بوستان بشنو                                    جمال یار زگلبرگ سبز ، تابان شد

  «گوش کن پرندگان باغ سرود عشق سر می‌ دهند و گلبرگ زیبایی معشوق را به روشنی می‌نماید. »

  بوستان وگلبرگ سبز تناسب دارند

 ندا به ساقی سرمست گل عذار رسید                                  که طرف دشت چو رخسار سرخ مستان شد

  به ساقی سرمست زیبارو (واسطه ی فیض الهی ) ندا رسید که جهان در اثر انبوه گل ها و لاله های بهاری مانند چهره ی سرخ مستان زیبا شده است.

  ساقی ،سرمست، مستان : مراعات نظیر -  دشت مانند رخسار مستان : تشبیه -  واج آرایی صامت (س ) – دشت : مجاز از عالم هستی

 به غنچه گوی که از روی خویش، پرده فکن                           که مرغ دل ز فراق رخت پریشان شد

  به غنچه (معشوق) بگو که نقاب از چهره‌ی خود برافکند و رخ زیبای خود را هم‌چون گل نمایان کند چرا که مرغ دل عاشق از هجران یار پریشان و بی قرار است.

  غنچه : استعاره از معشوق   -  پرده از روی افکندن : کنایه از چهره نشان دادن ، باز شدن  -  مرغ دل : تشبیه . با غنچه سخن گفتن آرایه ی تشخیص دارد.

 زحال قلب جفا دیده ام ، مپرس ، مپرس                           چو ابر از غم دلدار، اشک ریزان شد

  از حال قلب جفا دیده و هجران کشیده ی من سؤال مکن که هم‌چون ابر از غم هجران یار گریان است.

  قلب به ابر : تشبیه   -    مپرس : تکرار  - دلدار : استعاره از خداوند – قلب : مجاز از وجود

 قلب : ایهام تناسب (دل – دگرگونی)

  خودآزمایی :

  1- بیت دوم به کدام مفاهیم عرفانی اشاره دارد ؟

    َ تمام پدیده های جهان ازجمله پرندگان آواز عشق سرداده اند و خداوند را ستایش می کنند و تمام پدیده های جهان ازجمله گلبرگ های سبز درختان پرتویی از جمال و زیبایی خداوند  هستند.( اصل وحدت وجود در عرفان )

  2- در باره ی آرایه‌های بیت پایانی توضیح دهید .

  قلب به ابر تشبیه  شده است   -    مپرس : تکرار  - دلدار : استعاره از خداوند – قلب : مجاز از وجود

  قلب : ایهام (دل – دگرگونی)



تاريخ : پنجشنبه 9 آذر1391 | | نویسنده : محمدباقر سلیمی

1- شناسه ها ،تکواژوابسته تصریفی اند ودر شمارش تکواژها یک تکواژ محسوب می شوند .

۲- تکواژ صفر / تهی( Φ ) نمود آوایی نداردامّا در شمارش یک تکواژ به حساب می آید ؛ مانند« است » که ۲ تکواژ است .

۳- نقش نمای اضافه (-ِ ) یک واژه ، یک تکواژ و یک واج است .

۴- (یِ ) ؛ یک واژه ، یک تکواژ ودو واج است

۵- « برایِ » یک واژه است و یک تکواژ ؛ زیرا ( -ِ ) زیر صامت « ی » متعلّق به خود واژه است .

۶- نقش نمای اضافه ( -ِ ) وحروف پیوند مثل « و » به تنهایی یک واژه اند .

۷- « ی » اسنادی در فعل ربطی ، یک واژه محسوب می شود . مثلاً « ی » در ، تویی دو تکواژ ( تو + ی ) « ی » اوّلی در« تویی » حرف میانجی است و در شمارش تکواژ به حساب نمی آید .

ادامه مطلب را بخوانيد



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 6 آذر1391 | | نویسنده : محمدباقر سلیمی

آموزش فعل مرکب: 

 اگر به فعل ساده یا پیش وندی یک یا چند تک واژ آزاد اضافه شود، فعل مرکب به دست می آید. 

فعل مرکب دو ویژگی دارد که برای تشخیص ساختمان فعل توجه بدان لازم است: 

1-گسترش پذیر نیست                ۲- جزء همراه فعل نقش پذیر نیست.

ادامه ي مطلب را بخوانيد



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 24 مهر1391 | | نویسنده : محمدباقر سلیمی
پیغام گیر حافظ:

> رفته ام بیرون من از کاشانه ی خود غم مخور!
> تا مگر بینم رخ جانانه ی خود غم مخور!
> بشنوی پاسخ ز حافظ گر که بگذاری پیام
> زآن زمان کو باز گردم خانه ی خود غم مخور !

پیغام گیر سعدی:

> از آوای دل انگیز تو مستم
> نباشم خانه و شرمنده هستم
> به پیغام تو خواهم گفت پاسخ
فلک را گر فرصتی دادی به دستم

پیغام گیر فردوسی :
نمی باشم امروز اندر سرای
که رسم ادب را بیارم به جای
به پیغامت ای دوست گویم جواب
  چو فردا بر آید بلند آفتاب

پیغام گیر خیام:
این چرخ فلک عمر مرا داد به باد
ممنون توام که کرده ای از من یاد
رفتم سر کوچه منزل کوزه فروش
آیم چو به خانه پاسخت خواهم داد

پیغام گیر مولانا :
بهر سماع از خانه ام رفتم برون.. رقصان شوم!
شوری برانگیزم به پا.. خندان شوم شادان شوم !
برگو به من پیغام خود..هم نمره و هم نام خود
فردا تو را پاسخ دهم..جان تو را قربان شوم!

پیغام گیر بابا طاهر:
تلیفون کرده ای جانم فدایت!
الهی مو به قوربون صدایت!
چو از صحرا بیایم نازنینم
فرستم پاسخی از دل برایت !


تاريخ : شنبه 22 مهر1391 | | نویسنده : محمدباقر سلیمی

مردي هر روز در بازار گدايي مي‌کرد و مردم هم حماقت او را دست مي‌انداختند. دو سکّه به او

نشان مي‌دادند که يکي از طلا بود و يکي از نقره. اما مرد گدا هميشه سکّه‌ي نقره را انتخاب

مي‌کرد. اين داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهي زن و مرد مي‌آمدند و دو سکّه به

او نشان مي‌دادند و مرد گدا هميشه سکّه نقره را انتخاب مي‌کرد. تا اين‌که مرد مهرباني از راه

رسيد و از اين‌که مرد گدا را آن‌طور دست مي‌انداختند، ناراحت شد. در گوشه‌ي ميدان به

سراغش رفت و گفت: هر وقت دو سکّه به تو نشان دادند؛ سکّه طلا را بردار. اين‌طوري هم پول

بيشتري گيرت مي‌آيد و هم ديگر دستت نمي‌اندازند. مرد پاسخ داد: حق با شماست، اما اگر

سکّه‌ي طلا را بردارم، ديگر مردم به من پول نمي‌دهند تا ثابت کنند که من از آن‌ها احمق‌ترم. شما

نمي‌دانيد تا حالا با اين کلک چقدر پول گير آورده ام.

نتيجه : اگر کاري که مي‌کني، هوشمندانه باشد، هيچ اشکالي ندارد که تو را احمق بدانند
span lang=

تاريخ : سه شنبه 18 مهر1391 | | نویسنده : محمدباقر سلیمی

دل را به زلف پرچین، تسخیر می‌توان کرد                    این شیر را به مویی، زنجیر می‌توان کرد

هر چند صد بیابان وحشی‌تر از غزالیم                           ما را به گوشه‌ی چشم، تسخیر می‌توان کرد

از بحر تشنه چشمان، لب خشک باز گردند                      آیینه را ز دیدار، کی سیر می‌توان کرد؟

ما را خراب‌حالی، از رعشه‌ی خمارست                        از درد باده ما را، تعمیر می‌توان کرد

در چشم خرده بینان، هر نقطه صد کتاب است                آن خال را به صد وجه، تفسیر می‌توان کرد

گر گوش هوش باشد، در پرده‌ی خموشی                        صد داستان شکایت، تقریر می‌توان کرد

از درد عشق اگر هست، صائب ترا نصیبی                    از ناله در دل سنگ، تاثیر می‌توان کرد



تاريخ : شنبه 15 مهر1391 | | نویسنده : محمدباقر سلیمی
زندگی شطرنج دنیا و دل است          قصه ی پردرد صدها مشکل است 
شاه دل کیش هوس ها می شود        پای اسب  آرزوها در گل است
فیل بخت ما عجب کج می رود           در سر ما بس خیالی باطل است
ما نسنجیده پی فرزین او                    غافل از این که حریفی قابل است 
مهره  های عمر من نمیش برفت      مهره های او تمامش کامل است .                                                                                                                                                                                                                                            


تاريخ : پنجشنبه 13 مهر1391 | | نویسنده : محمدباقر سلیمی

نی نامه : 

1 به کلام مولانا هنگامی که سخن می گوید و از جدایی ها و دوری ها شکوه می کند گوش کن. 

2-از وقتی که مرا از اصل و اساس خود دور کرده اند همه ی آفریدگان با من هم ناله شـــده اند و نالیده اند. 

3 برای بیان درد اشتیاق خود شنونده ای می خواهم که درد دوری از حق را درک کرده باشد و دلش از این جدایی سوخته باشد.

بقيه در ادامه مطلب :



ادامه مطلب
  • عکس بازیگران
  • استخدام بانک
  • قالب وبلاگ